نامه سرگشاده دانشجوی دکترا به وزیر بهداشت: تصویب این بخشنامه با موضوع بورسیه ها چه فرقی دارد؟


در پی مصوبه وزارت بهداشت مبنی بر اعتبار بخشیدن به مدارک فارغ التحصیلان دکترای پژوهشی امروز صدها دانشجوی دکترای مقابل وزارت بهداشت تحصن کردند.

در همین رابطه یک دانشجوی دکترای تخصصی نامه سرگشاده ای خطاب به وزیر بهداشت نوشته که در ادامه می خوانید:

سلام اقای وزیر همیشه اوازه عدالت خواهی و عدالت جویی شما را شنیده اما به چشم ندیده بودم!!!! چندیست شنیده ام به خاطر نگرانی‌ از اینده  دوستانی که بدون هیچ دغدغه و تنها به پشتوانه مقام یا مقاله ای خریداری شده  براحتی  لقب دکتر را کسب کرده اند خواب به چشم ندارید ! و عزم جزم کرده اید که تا نگرانی انها را رفع نکنید ارام ننشینید؟؟؟

 اقای وزیر ایا این دوستان از ترس و نگرانی کنکور سخت دکترا، مصاحبه ، کلاس درس و امتحان جامع میانبر نزدند و راهی کوتاه و بی دغدغه رابا آگاهی کامل انتخاب کردند؟ تا یک شب ره صد ساله روند؟ آن زمان که من جوانی خود را پشت کنکورهای سخت و سهمیه ای گذاشتم و هر بار با رتبه تک رقمی رد شده و سال بعد مجدد زندگی و تفریح خود را تعطیل کردم و نگرانی سراسر وجود من و خانواده من زا احاطه کرده بود این دوستان هم نگران بودند؟آن زمان که من به جای انتخاب کار، خانه را انتخاب کردم که وقتم از دست نرود و تمام جوانی را در حال مطالعه و تست زدن بودم و با حداقل پول تو جیبی هر انچه کسب میکردم جزوه و کتاب میخریدم این دوستان نگران چه بودند؟چرا آن زمان که من شبهای قبل  امتحان از نگرانی خواب بر چشم نداشته و دو شب در میان میخوابیدم این اقازاده ها نگران نبودند؟ چرا آن زمان که من نگران نتیجه مرحله اول امتحان و نتیجه مصاحبه بودم این دوستان نگران نبودند؟آن زمان که من قید مراسم خاطره انگیز عروسیم را زدم تا زمان را برای کنکور از دست ندهم این دوستان نگران چه بودند؟ من که به پیروی از دستور رهبری برای افزایش جمعیت با شروع دوره دکترا باردار شدم و با شکم بر امده و حالت تهوع و پاهای ورم کرده و استخوان درد نه ماه سر کلاس درس حاضر شدم این دوستان نگران امروز کجا بودند؟وقتی که من با بچه ده روزه،چهل روزه ، یک ماهه در حالی که بچه روی پا در حال خواباندن او خود را برای امتحان فردا اماده میکردم این دلواپسان کجا بودند؟وقتی که اوج شیرینی دختر هشت ماهه ام به جای لذت بردن از او در حال اماده شدن برای امتحان جامع با ان همه رفرنس بودم این دوستان نگران چه بودند؟ایا شما میدانید کجا بودند اقای وزیر به گمانم نمیدانید؟ولی من خوب میدانم!

انها نگران این بودند که با چه تبصره و قانون مسخره و بی اساسی ما کنکور دهندگان ساده را دور بزنند و به ریشمان بخندد و علاوه بر کسب لقب دکتری، هم ارزش زحمات ما را پایین بیاورند و هم با نامه نگاری ها و ننه من غریبم بازی و اشک تمساح قوانین را به نفع خود تغییر دهند تا تمامی زحمات ما را هدر دهند و جایگاه شغلی ما را اشغال کنند و با این همه نگرانی که بهترین سالهای عمرمان طی شد حال که زمان به ثمر رسیدن است باز هم نگران باشیم؟ اقای وزیر شما مختارید میتوانید برای رفع نگرانی این سیل عظیم دوستان پژوهشی که از هیچ فیلتری رد نشده اند نه تنها حق ما که حق فرزندان و همسران و پدران و مادران ما را پایمال کنید تا خدای ناکرده نکنداین دلواپسان  استرسی را در زندگی متحمل شوند!!! شما مختارید به هر صورت که صلاح دیدید عدالت خود را به نمایش همگان در اورید!!!! راستی در خاتمه اگر خواستید میتوانید با چند کلید رمز مختصر  سایتهای فروش مقالات isiو.....را در بیاورید و برحسب نیاز با پرداخت قیمتهای مختصر در هر جای مقاله اراده کنید اسم خود را بیاورید.من هم  فقط برای خود متاسفم که چرا به جای این مسیر پر پیچ و خم از یکی از این سایتها استفاده نکردم و خود و خانواده خود را برای گرفتن دکترا مسخره کردم ...

و شما اقای دکتر لاریجانی !کاش شما هم مثل ما درد کشیده بودید تا شاید با فکر و احساس مسئولیت بیشتری زیر این نامه ناحق را امضا میفرمودید!!!! دلنوشته خود را با سوالی به پایان میبرم، این قانون تصویب شده شما با بورسیه های زمان دکتر احمدی نژاد چه فرقی دارد؟

و من الله توفیق ۲/۹/۱۳۹۴


ویدیو مرتبط :
صفر تا صد ماجرای بورسیه های دکترا